"رابین هود" و "جان کوچیکه" از جنگهای صلیبی و کشتار وحشیانه به جتگ شروود باز می گردند.او متوجه می شود که "ماریان" ریاست صومعه ای در آن نزدیکی را بر عهده داشته و در آنجا زندگی می کند."ماریان" احساس خود را بروز نمی دهد اما پس از نجاتش از چنگ "داروغه ناتینگهام" توسط "رابین" آن دو بار دیگر عاشق یکدیگر می شوند...
برای ثبت «دیدم» و نوشتن نقد، وارد شو.
مرتبشده بر اساس بیشترین لایک و کاملترین نقد